ژن ها / پوکی استخوان و افسردگی
ژن ها / پوکی استخوان و افسردگی
اگر مادر یا پدر شما پوکی استخوان یا افسردگی داشته باشد، آیا این بیماریها انتظار شما را هم میکشد؟ اطلاعات ژنتیکی برای این است که شما احساس توانایی بیشتری کنید، نه اینکه دچار احساس ضعف شوید. سابقه خانوادگی خود را به عنوان عامل جبری محسوب نکنید، بلکه از آن به عنوان انگیزهای برای تلاش برای سالم ماندن استفاده کنید.
پوکی استخوان:
پوکی استخوان زمینه ژنتیکی قوی ندارد، اما در این مورد عوامل خانوادگی وجود دارند که خطر ابتلا به این بیماری را افزایش میدهند.
زنان سفیدپوست و آسیایی که چارچوب اسکلتی ظریفتری دارند به طور خاص در معرض پوکی استخوان هستند. بنابراین اگر بدنی ظریف را از مادرتان به ارث بردهاید، باید توجه خاصی به استخوانهایتان داشته باشید.
البته پایه سلامتی استخوان در طول دوران نوجوانی و جوانی گذاشته میشود، یعنی در دورانی که بسیاری از زنان جوان به خودشان زحمت فکر کردن به وضع استخوانهایشان در 50 یا 60 سالگیشان را نمیدهند.
اما حتی اگر شما دوران اوج استخوانسازی خود را گذرانده باشید، زنانی که فکر میکنند زمینه پوکی استخوان را از مادرشان به ارث بردهاند، میتوانند با انجام این کارها، خطر دچار شدن به این بیماری را به حداقل برسانند:
اطمینان حاصل کنید که مقدار کافی کلسیم و ویتامین Dرا یا از طریق رژیم غذایی یا از طریق مکملها دریافت میکنید. نور آفتاب هم میتواند به ساختن ویتامین D در پوست منجر شود، اما باید در این مورد محتاط باشید تا خود را در معرض سرطان پوست قرار ندهید، تنها 15 تا 20 دقیقه نور مستقیم خورشید در یک روز برای تامین اغلب ویتامین D مورد نیاز شما کافی است.پرهیز از سیگار کشیدن و انجام ورزشهای متناسب نیز موثر است.
برای همه زنان 65 ساله و بالاتر که عوامل خطرساز برای پوکی استخوان را دارند، انجام تراکمسنجی پایهای استخوان توصیه میشود، اما اگر مادر، مادربزرگ، خاله یا سایر بستگانتان همگی دچار پوکی استخوان به خصوص شکل شدید آن بودهاند، توصیه می شود با مشورت دکترتان تراکمسنجی استخوان را در سنین پایینتری انجام دهید.
افسردگی:
افسردگی نیز مانند بیماریهای خودایمنی در زنان شایعتر از مردان است، بنابراین مادرتان با احتمال بیشتری از پدرتان ممکن است به افسردگی دچار شده باشد. آیا اگر واقعا چنین باشد آیا به معنای آن است که شما با احتمال بیشتری به افسردگی مبتلا خواهید شد؟
دکتر وندی چانگ، مدیر برنامه ژنتیک بالینی در مرکز پزشکی دانشگاه کلمبیا میگوید، ممکن است پاسخ مثبت باشد، اما مشکل است که میزان کمی این احتمال را تعیین کرد. او میگوید: "در بیماریهای روانی، هر چه شدت اختلال بیشتر باشد، با احتمال بیشتری یک زمینه ژنتیکی برای آن وجود دارد. اسکیزوفرنی(روان گسیختگی) و اختلال دوقطبی (شیدایی و افسردگی ادواری) هر چه در سنین پایینتری بروز کنند با احتمال بیشتری زمینه ارثی دارند.
برای مثال ژنهای منفرد معینی وجود دارند که میتوانند به طور قابلتوجهی خطر دچار شدن افراد را به اسکیزوفرنی را بالا ببرند. اما در مورد بیماریهای روانی خفیفتر مانند افسردگی بالینی که شایعتر هم هستند، عوامل زمینهای پیچیدهترند. چانگ می گوید: "احتمال دارد ژنتیک در این مورد افسردگی هم نقش داشته باشد، اما باید عوامل دیگر مانند نحوه رشد فرد در دوران کودکی، و محیطی که فرد در آن بزرگ شده است و افراد که در سالهای ابتدایی شکلگیری ذهنی او در زندگیش نقش داشتهاند، هم توجه داشت. در مورد افسردگی سابقه خانوادگی موثر است، اما علت تنها به ژنهای به ارثرسیده باز نمیگردد، بلکه آنچه افراد در محیط خانواده در آن شریک بودهاند، نیز اهمیت دارد."
اگر مادر، خاله یا خواهرتان دورهای از افسردگی را گذرانده است، باید در مورد وضع بهداشت روانیتان بیشتر مراقب باشید. جدا از اینکه مادر شما چه بیماریهایی داشته است و اینکه چه میزان از خطر دچار شدن به این بیماریها به شما منتقل شده است، دچار شدن شما به هیچ بیماری به این علت از ابتدا مقدر نشده است.
اطلاعات ژنتیکی برای این است که شما احساس توانایی بیشتری کنید، نه اینکه دچار احساس ضعف شوید. نگویید که سرنوشت من این است که دیابت بگیریم، بنابراین هر چه دوست دارم میخورم. شما میتوانید با انجام اقداماتی احتمال ابتلا به بسیاری از بیماریها را کاهش دهید، و شناسایی زودرس بیماری نیز مهم است. سابقه خانوادگی خود را به عنوان عامل جبری محسوب نکنید، بلکه از آن به عنوان انگیزهای برای تلاش برای سالم ماندن استفاده کنید.
دکتر سیدرضا میرحافظ
عضو هیئت علمی دانشکده علوم پزشکی نیشابور



