تقویم روز
امروز چهارشنبه 23 بهمن ماه 1404 ساعت 09:31 ق ظ

خردورزی و عقلانیت اصل حاکم بر سبک زندگی شیعی(بخش اول)

عقل و دین هر دو، موهبت الهی و از نعمات گران بهای حضرت حق هستند که بر بشریت ارزانی داشته شده اند. کرامت انسان در گرو تکریم و تعظیم هر دوی آن هاست و اقبال به یکی و ادبار از دیگری، پیامدهای خسارت بار و جبران ناپذیری را به دنبال دارد به گونه ای که مسلماً تکیه به عقل صرف و پرهیز از دین باعث طغیان انسان و بی مهار شدن نفس می گردد و بی هویتی و حیرانی و بحران انسان معاصر نیز زائیده خردورزی افراطی جهان کنونی است(رک: کلام جدید، ص83)از سوی دیگر دینی که فارغ از عقل باشد یا گرفتار جهالت می گردد و یا در انواع خرافه ها و تحریف ها آلوده می شود و در نهایت در چنبره جمود و تحجر گرفتار می شود. بنابراین فهم و دفاع معقول از دین تنها راه صحیحی است که باعث دست یافتن به سنت معهود آن امام می گردد این عقلانیت در سرتاسر حیات رضوی هویداست.

امام رضا(ع) جایگاه عقل را در حیات انسان تذکر داده و می فرمایند: «دوست راستین هرکس عقل اوست و دشمن او جهل اوست»(عیون اخبار الرضا(ع)، ج1، ص136).

حضرت در باب اهمیت استفاده از عقل، هم در بعد نظری و هم در بعد عملی، می فرمایند: «العقلُ یُعرف به الصادق علی الله فیُصدِّقه»(توحید صدوق، ص210)  عقل حجتی است که به وسیله او راست گو و تصدیق کننده خدا شناخته و تصدیق می شود.

1-کاربرد مبانی عقل نظری

در سخنان ائمه(ع) کاربرد عقل نظری در مباحث کلامی و اثبات مسائل الهیات متبلور است. در علم منطق راه های( اصناف قیاسات) اثبات ادعا را پنج صنف دانسته اند که عبارتند از: برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه.( شرح الاشارات، ج1، ص287). در فلسفه تنها، روش برهان است که مقبول است و به نحو یقینی به اثبات مطلوب می پردازد ولی در مباحث کلامی با توجه به تبار مخاطبین می توان از روش های دیگر، جز مغالطه، نیز استفاده کرد. خداوند نیز در قرآن می فرماید: به سه نحو به راه الهی دعوت کن: حکمت که همان برهان است، موعظه حسنه و جدل احسن( نحل، 125). ائمه(ع) نیز که خود قرآن ناطق و مجسم هستند می فرمایند: « الامام .... یدعو الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه و الحجه البالغه»( بحار الانوار، ج25، 123)؛ امام ...... با حکمت، پند نیکو و دلیل رسا به راه خدا دعوت می کند». این کلام گویای بکارگیری عقل و خرد در مباحث الهیاتی و کلامی  است.

1-1 خردورزی دینی

لزوم حسن و قبح عقلی و متکی بودن حسن و قبح شرعی بر آن در روایات معصومین(ع) بطور مکرر آمده است. از دیدگاه ایشان دین و عقل عضو جدایی ناپذیر بوده و با هم پیوند ناگسستنی دارند چنان که در این خصوص می فرمایند: « انما یدرک الخیر کله بالعقل و لا دین لمن لا عقل له»؛ «تمام خوبی ها با عقل درک می شود و کسی که عقل ندارد دین ندارد»

( میزان الحکمه، ج6، ص397). این حدیث شریف این مطلب را می رساند که حتی حسن و قبح شرعی نیز بر مبنای حسن و قبح عقلی است و اگر عقل نباشد، شرع نیز در شناخت خوبی ها و بدی ها معتبر نخواهد بود؛ بر این اساس است که متکلم معروف امامیه، خواجه طوسی، بیان می کند که اگر حسن و قبح عقلی نباشد، شرعی هم نخواهد بود؛ و لانتفائهما مطلقا لو ثبتا شرعا( کشف­المراد، ص303).

از امام رضا(ع) است در زمان حضور آن حضرت از ایشان می پرسند: که در آیین یهود معجزات حضرت موسی(ع) و در زمان حضرت عیسی(ع)، معجزات آن حضرت حجت بوده است، ولی امرزو حجت خدا بر خلق چیست؟

«فَمَا الْحُجَّةُ عَلَى الْخَلْقِ الْیَوْمَ فَقَالَ الرضا(ع) ع الْعَقْلُ تَعْرِفُ بِهِ الصَّادِقَ عَلَى اللَّهِ فَتُصَدِّقُهُ وَ الْكَاذِبَ عَلَى اللَّهِ فَتُكَذِّبُهُ فَقَالَ ابْنُ السِّكِّیتِ هَذَا هُوَ وَ اللَّهِ الْجَوَابُ(بحار الأنوار، ج‏1، ص 105)؛ « امروز حجت خدا بر خلق چیست ؟ امام(ع) فرمودند: عقل است، با آن راستگوی الهی شناخته شده و تصدیق می شود و نسبت دهنده دروغ به خدا شناخته و تکذیب می گردد. ابن سکیت گفت: به خدا سوگند این پاسخ تمام است».

در روایت مذکور توجه داده می­شود که امام حضور دارد و کلمه «الیوم» نشانگر این واقعیت است که زمان حضور امام و حجت بالغه الهی است ولی آن حضرت حجیت عقل را مطرح نموده و نفرموده­اند که امروز حجت من هستم. این مطلب می فهماند که ابتدا باید با حجیت عقل پیش رفت، تا حجیت فرستادگان خدا را شناخت زیرا شناخت خدا و شناخت رسولان الهی و به تعبیر دیگر شناخت حجت ظاهری متوقف بر حجیت عقل و حجت باطنی است.

1-2- خودشناسی عقلانی

از دیگر مباحث مهم در باب کاربرد مباحث عقلی(نظری) و تاکید بر تعقل در خودشناسی است. خودشناسی به راه های گوناگون می تواند انجام پذیرد و به تعبیری خودشناسی های گوناگون داریم: خودشناسی تجربی، فلسفی، عرفانی و....( رک: انسان شناسی، ص22-24) اما آنچه قرآن و ائمه بر آن تاکید می کنند خودشناسی فلسفی یا عقلی است که در آن انسان با بکار گیری قوه عاقله به حقیقت خویش، آفرینش و هدف از آفرینش خود می رسد.

      خودشناسی در بحث سبک زندگی انسان نقش بسیار تعیین کننده ای دارد. اخلاق یکی از عامل های مهم سبک زندگی اسلامی و معطوف به سعادت است. بدون خودشناسی نمی توان متخلق بود و عمل اخلاقیِ معطوفِ به کمال و سعادت انسانی انجام داد. خودشناسی مقدمه کار اخلاقی و رسیدن به کمال برای انسان است. با خودشناسی می توان استعدادها و توانائی ها، هدف زندگی، خداوند، موقعیت خود در نظام هستی، تأثیر زندگی دنیوی در آخرت، سهم ثروت در کیفیت زندگی، نقش مصیبت ها و خوشی ها در زندگی  و نقش اخلاق نیکو با دیگران را  شناخت و از این طریق بسیاری از مشکلات زندگی- بخصوص روحی و روانی- را حل کرد و زندگی سعادت آمیزی را برای خود رقم زد.

با شناخت خود است که می توان سبک زندگی­ای که معطوف به سعادت و لقاء الهی است  انتخاب کرد؛  در چنین سبک زندگی ای، که مبتنی بر خردورزی در باب «خود»(خودشناسی) است، کمتر می توان سراغی از رذائل اخلاقی، بی بند وباری، تضییع حق دیگران، اسراف و تبذیر و صدها عوامل مخرب روح و روان انسان و جامعه سراغی گرفت. با خودشناسی است که می توان هم به شناخت خداوند به عنوان موثرترین معرفت ها بر عرصه عمل و رفتار انسان و هم به شناخت هدف خلقت و زندگی، که خود نقش بسیار مهمی در انتخاب سبک زندگی متعالی ایفا می کند، رهنمون شد.

انسان در طول حیات باید با عقل و خردش موجب اعتلای روح و سطح زندگی اش شود. در سبک زندگی به زیبایی دو گزینه ی مورد نیازانسان را برای رسیدن به کمال در کنار هم قرار داده شده است: تعقل و خود شناسی. بهترین و مؤثرترین کاربرد عقل، استفاده از آن در راه خودشناسی است.

2-عقل عملی درسبک زندگی

تصمیم گیری در باب تمام فعالیت های زندگی انسان در اختیار عقل اوست و به هر میزان که عقل وی آزادتر و بالاتر باشد تصمیم گیری های وی نیز شایسته تر و دقیق تر خواهد بود؛ تعقل و خردورزی نه تنها به تولید و کسب و کار و فعالیت های اقتصادی ثمر بخش جهت می دهد بلکه در مقابل سبک مصرف انسان را نیز تعیین کرده و از مواردی که بدور از عقل و خرد است، مانند اسراف و تبذیر، ممانعت می کند.  کاربرد درست منابع گوناگون از ثمرات خردورزی است.

البته صحیح است که برخی ناهنجاری های عملی در عرصه اجتماع و خانواده محصول شرایط فرهنگی است ولی باید دقت داشت که چنین شرایط فرهنگی، که مولد چنان ناهنجاری هایی است، معلول دوری از خردورزی و بهره گیری از نعمت الهی عقل است.

دراین مجال بر آن نیستیم که تمام آنچه از قرآن و روایات از ثمرات عقل عملی گفته شده را استقصاء کنیم بلکه جهت نمونه به برخی از آن موارد به طور خلاصه اشاره می کنیم.

1-2 شکرگزاری

یکی از نتایج تعقل و خردورزی شکر از نعمت است.  متکلمان وجوب شکر منعم را وجوب عقلی دانسته و بر این هستند که عقل سلیم انسانی حاکم به آن است. (رک:  الإعتماد فی شرح واجبال اعتقاد، ص38؛ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین، ص، 254؛ الهیات، ج1، ص  25)؛ انسانی که اعمال خویش را بر مبنای خرد و عقل استوار کرده است ضرورتا ًبه این نتیجه می رسد که باید در برابر نعمات شاکر باشد و کفر نعمت، که مصادیق زیادی از جمله اسراف و تبذیر را شامل می شود، نورزد. به موجب این حکم و آیه شریفه «لئن شکرتم لأزیدنکم و لإن کفرتم ان عذابی لشدید» (ابراهیم، 7) یکی از ثمرات تعقل و خردورزی ازدیاد نعمت – مادی و معنوی- خواهد بود که در حیات انسان بسیار مهم است.

2-2 اعتدال درزندگی

یکی از عوامل مهم در سبک زندگی معقول عامل اعتدال است. اعتدال ثمره عقل و خرد است و کسی که بر مبنای عقل و خرد زندگی خویش را بنا نهد از چنین الگویی تبعیت خواهد نمود. اعتدال که به معنای میانه روی و عدم انحراف به افراط و تفریط است در تشریع احکام فردی و اجتماعی اسلام کاملاً مورد توجه بوده است و بر همین اساس قرآن کریم اما اسلام را امت میانه و وسط نامیده است.(بقره،آیه 143). در فرهنگ اسلامی نیز نظام هستی بر مبنای عدالت و اعتدال بنا نهاده شده است و انسان کامل نیز معتدل ترین شخصیت در همه ابعاد است.

 از این رو مطالب هدین و تعالیم آن از همه انسان ها میانه روی در زندگی است و این که هرگز به افراط و تفریط تمایل پیدا نکنند.

از نظر اسلام میانه روی قلمرو وسیعی دارد و از جزئی ترین موضوعات و مسائل فردی گرفته تا امور اجتماعی و اقتصادی و غیره را در برمی گیرد.

3-2 مهرورزی

یکی از ثمرات استفاده از عقل بخصوص در بعد عملی زندگی «مهرورزی» است. کسی که بر اساس موازین عقلی رفتار کند ضرورتا نسبت به هم نوعان خویش مهربان خواهد بود. مهربانی در کلام معصومین(ع)  شدیدا ًمورد تأکید قرار گرفته است چرا که یکی از نشانه های تخلق به اخلاق الهی مهربانی است همان گونه که خداوند نیز مهربان است. در همین خصوص امام رضا (ع) از پیامبر(ص)  نقل می کنند که فرموند: «أْسُ الْعَقْل ِبَعْدَ الْإِیمَان ِبِاللَّهِ التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ وَ اصْطِنَاعُ ‏الْخَیْرِ إِلَى كُلِّ بَرّ ٍوَ فَاجِر» (عیون اخبار الرضا، ج2، ص35)؛ سرآمد خردمندی–پس از ایمان به خدا-  مردم دوستی و نیکی نسبت به همه مردم است، خواهان خوب و خواه بد.

خوش رویی یکی دیگر از مصادیق مهرورزی است که امام رضا(ع) در این خصوص می فرمایند: « کسی که به صورت مؤمنی لبخند بزند، خدا برای او حسنه می نویسد و کسی که خدا برایش حسنه بنویسد او را عذاب نمی کند»(وسائل الشیعه، حر عاملی، ج8، ص483)...

مصطفی مؤمنی

استادیار گروه معارف معاونت آموزشی و پژوهشی

                دانشکده علوم پزشکی نیشابور

پیوند های مفید