- جزئیات
- مجموعه: طب مکمل
- نوشته شده در پنج شنبه, 09 مهر 1394 09:54
- بازدیدها: 915
طب مکمل(پزشکی جایگزین)
منظور از پزشکی جایگزین یا طب جایگزین کلیه روشهای درمانی است که در حیطهٔ پزشکی رسمی (مدرن) قرار نگرفته و یا اثر بخشی آنها اثبات نشده است. انسان در درازای تاریخ شیوههای گوناگونی برای درمان و بهداشت بهکار بردهاست از پزشکی سنتی تا هومیوپاتی، گیاه درمانی، سنگ درمانی، آب درمانی، فرادرمانی،انرژی درمانی، پزشکی کهن ایرانی (اوستا، ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی)، مصری و چینی و پزشکی سلولی.
همه روشهای پزشکی جایگزین یا مکمل در فرایند درمان دارای بخشی غیرقابل تعریف و یا حلقهای گمشده میباشند که از دیدگاه علم قابل بررسی نیست. این مسأله که در این نوع پزشکی از بیمار چه خواسته میشود، مشخص است و تأثیر آن بر بیمار نیز قابل ثبت و ضبط دقیق علمی و قابل تکرار و تجربه است، اما بهبود از نگاه علمی قابل توجیه نیست.
*پزشکی سنتی یا طب سنتی توسط سازمان بهداشت جهانی چنین تعریف میشود:
طب سنتی مجموعهای است از دانستهها، مهارتها و اعمال که بر پایه نظریهها، باورها تجربههای بومی فرهنگهای مختلف است، خواه که قابل شرح باشد یا نباشد، که در بهداشت و نیز پیشگیری، تشخیص، بهبود و مداوای بیماریهای جسمی و ذهنی مورد استفاده قرار میگیرند.
طب سنتی در بسیاری نقاط جهان وجود دارد که از جمله مشهورترین انواع آن میتوان به طب سنتی چین، گیاهدرمانی و طب اخلاطی (بکار برده شده در طب سنتی ایرانی)، پزشکی جایگزین، شمنباوری و آیورودا (بکار برده شده در طب سنتی هندی) میتوان اشاره کرد.
*هومئوپاتی، (به انگلیسی: Homeopathy) یا همساندرمانییک نظام درمانی است مبتنی بر اصل «همانند، همانند را شفا میدهد.»
بنا به ادعای طرفداران آن، هومئوپاتی یک روش درمانی است که باتحریک دستگاه ایمنی بیمار با داروهای هومئوپاتی، فرد را به سمت بهبودی سوق میدهد. بر پایه اصول نخستین هومیوپاتی هر مادهای که دربدن تندرست یکسری نشانههای بیماری ایجاد کند درصورت تجویز به فرد بیمار باهمان علایم، (با مقادیر بسیار کمتر دارو) بیماری وی را درمان خواهدکرد، البته به شرط آنکه نشانههای موجود در بیمار و نشانههایی که آن ماده دارویی میتواند ایجاد کند، تا حد ممکن همانند باشد. بهترین مثال برای این قانون، «واکسیناسیون» میباشد که در آن از ویروس و یا میکروب مشابه و یا ضعیف شده همان بیماری برای ایجاد ایمنی و یا درمان آن استفاده میشود.
خصوصیات روحی و عصبی جایگاه ویژهای در درمان هومیوپاتی دارد. اگرچه بیمار تنها برای یک درد جسمی به پزشک هومیوپات مراجعه کردهاست، ولی باید واقعیتهای روحی، عاطفی و عصبی خود را با پزشک درمیان بگذارد.
هومیوپاتی یعنی همانند بیماری و به تعبیری دیگر درمان با همانند، یا درمان بدست عامل همانند بیماری است. مهمترین ویژگی این روش درمانی نگرش کلی به انسانها از دید جسمی، روانی و احساسی است.
تاریخچه
این روش درمانی در سال ۱۸۱۰م توسط پزشک آلمانی «ساموئل هانمن» معرفی شد. وی در طول سالها تلاش بی وقفه توانست هومیوپاتی را توسعه دهد و از آن در درمان بیماریها استفاده کند. نتیجه تلاشهای او در کتابی به نام Organon of Medicine (ارغنون پزشکی) که حاوی تمام اصول هومیوپاتی و روش درمان به این شیوه میباشد، آورده شده و شش بار توسط وی تکمیل و به روز شدهاست. داستان کشف هومیوپاتی توسط هانمن از آنجا آغاز میشود که وی در حال ترجمه کتاب داروشناسی دکتر کولن، استاد دانشگاه ادینبورگ بود که به این جمله برخورد میکند که در آن علت تأثیر داروی گنه گنه در درمان مالاریا را به قابض و تلخ بودن آن نسبت میدهد. وی این استدلال را نمیپسندد و برای درک نحوه تأثیر گنه گنه شروع به خوردن مقادیری از آن میکند و با تعجب میبیند که علائم مالاریا در وی ظاهر میشوند. وی با تکرار مشاهدات و آزمایشات خود به این نتیجه میرسد که هر مادهای که بتواند علایم بیماری را در یک فرد سالم ایجاد کند میتواند همان علایم را در فرد بیمار، درمان نماید و به این اصل مهم هومیوپاتی دست مییابد که همواره مشابه، مشابه را درمان میکند.[
*قطبیت درمانی یکی از انواع پزشکی جایگزین است که در سالهای ۱۹۴۰ توسط دکتر رندولف استون توسعه یافت. طرفداران این سبک درمانی معتقدند که با دستکاری نیروهایی مکمل (یا قطبی) میتوانند افراد را شفا دهند. کارایی قطبیت درمانی تا بهحال توسط هیچ روش استاندارد پزشکی تایید نشده است.
*آبدرمانی
آب درمانی یا هیدروتراپی به معنای درمان امراض به وسیله آب است که توسط قبایل بدوی و نیز ملل متمدن به کار میرفته است. در مورد این موضوع اغراق زیادی شده است و نوشیدن آب زیاد در پزشکی در بیماریهای معدودی مانند سنگ کلیه، اسهال یا گرمازدگی توصیه شده است و فقط موجب جبران آب از دست رفته و ترقیق ادرار میشود.
پرانیک در کتیبههای باستانی ایران و در متون باستانیای که به زمان زرتشت و دین او بر میگردد به معنی ذات سلامت آمده است و همچنین در کتیبههای یافت شده در شوش (شهر باستانی) و تخت جمشید به معنای نیروی حیات دیده میشود. وجود این نیرو باعث سلامتی و حیات میباشد. در فرهنگ شرق به نامّهای چی (CHI) و کی (KI) شناخته شده است.
*انواع انرژیدرمانی
بر اساس انرژیدرمانی، نامیزانبودن «میدان انرژی» بدن به بیماری میانجامد، و با میزانکردن این میدان انرژی انسان تندرستی خود را بازمییابد.
مرکز ملی پزشکی مکمل و جایگزین ایالات متحده بین دو گونه از انرژیدرمانی فرق میگذارد: نوعی که برپایهٔ انرژیهای واقعی و شناختهشدهٔ فیزیکی است، و نوعی که برپایهٔ انرژیهایی با سرچشمهٔ ناشناخته است، مانند مفهوم چینی چی و یا مفهوم هندی پرانا که به عنوان پزشکی سنتی آن کشورها به کار میرود. این انرژیهای ناشناخته هیچ تعریف روشن سنجشپذیر یا ابطالپذیری ندارند.
- در دستهٔ اول (انرژیهای شناختهشده) مغناطیسدرمانی و نوردرمانی هستند، که به طور کلی به آنها الکترومغناطیسدرمانی میگویند. درمانهای پزشکی رایج که در آنها تابش الکترومغناطیسی به کار میرود (رادیوتراپی) به نام الکترومغناطیسدرمانی خوانده نمیشوند.
- در دستهٔ دوم (انرژیهای ناشناخته) acupuncture و qi gong و Reiki و دیگر مفهومهای مربوط به Qi قرار میگیرند. همچنین مفهوم پرانا در پزشکی آیورودا و هومیوپاتی و تماس درمانی و درمان از راه دور.
حتی درمانهای جایگزین مانند الکترومغناطیسدرمانی که انرژیهای شناختهشده را به کار میبرند، ممکن است ادعاهایی بکنند که با شواهد تأیید نشدهاند .در سال ۲۰۰۷ روزنامهٔ سیاتل تایمز گزارش داد که هزاران دستگاهی که مدعی بهکاربردن انرژیدرمانی بودهاند و بسیاریشان غیرقانونی یا خطرناک هم بودند،
هدف از تشکیل این کارگروه پژوهشی، ایجاد بستری مناسب و چهارچوبی مشخص برای علاقه مندان به شیوه های طب جایگزین می باشد تا در این راستا ضمن اقناع حس تحقیق در این زمینه برای علاقه مندان، با بهره گیری از یافته های مثبت احتمالی در این راه، گامی موثر برای شناسایی این شیوه های به جامعه علمی و کاربردهای مفید ان و نیز کمک به نیازمندان و بیماران مخصوصا انهائیکه شیوه های معمول و درمانهای متداول در باره انان تاثیر زیادی نداشته است، برداشته شود.



